بازیهای جیمز باند همیشه با یک سؤال مهم روبهرو بودهاند: آیا میتوانند هیجان فیلمهای این جاسوس مشهور را به دنیای بازیهای ویدیویی منتقل کنند؟ استودیوی IO Interactive، سازنده مجموعه Hitman، با 007 First Light تلاش کرده پاسخ خودش را به این سؤال بدهد؛ اثری که بهجای اقتباس از یکی از فیلمهای جیمز باند، داستانی مستقل درباره سالهای ابتدایی فعالیت او روایت میکند.
- داستانی سینمایی که شروع قدرتمندی دارد
- جیمز باندی که هنوز به نسخه سینمایی نزدیک نشده است
- داستانی که احتمالاً مقدمه یک مجموعه بزرگتر است
- مخفیکاری؛ فاصله میان یک بازی خوب و یک Hitman واقعی
- مراحل خطی و انتخابهایی که تأثیر زیادی ندارند
- گجتها خوب هستند، اما میتوانستند کاربردیتر باشند
- مبارزات تنبهتن؛ جایی که بازی از Hitman بهتر عمل میکند
- تیراندازی لذتبخش و روان
- تعقیبوگریزهایی که هیجان مورد انتظار را ندارند
- گرافیک زیبا و عملکرد فنی قابلقبول روی RTX 3050
- صداگذاری قابل قبول اما نه چشمگیر
- 007 First Light در برابر Hitman
- آیا 007 First Light ارزش تجربهکردن دارد؟
- نکات مثبت ، منفی و امتیاز نهایی بازی 007 First Light
- سخن پایانی
- اطلاعات بازی
- گالری تصاویر 007 First Light
هشدار اسپویل: از این بخش به بعد، مقاله درباره روند کلی داستان، شخصیتپردازی و ساختار روایی بازی صحبت میکند. اگر هنوز 007 First Light را به پایان نرساندهاید، خواندن ادامه مطلب ممکن است بخشی از تجربه داستانی شما را تحتتأثیر قرار دهد.
در این بازی با جیمز باندی ۲۶ساله جوانی روبهرو هستیم که هنوز تا تبدیلشدن به یک افسانه فاصله دارد ؛ مأموری که هنوز به جاسوس کارکشته و سرد فیلمهای سینمایی تبدیل نشده است. باند در ابتدای ماجرا بهعنوان یکی از نیروهای هوایی نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا فعالیت میکند، اما اتفاقاتی که در جریان یک مأموریت رخ میدهد، مسیر زندگی او را تغییر میدهد و زمینه ورودش به سازمان MI6 و برنامه نیروهای 00 را فراهم میکند.
من بازی را روی لپتاپ شخصی و با کارت گرافیک RTX 3050 چهار گیگابایتی تجربه کردم. حدود دو هفته زمان صرف بازی شد و در نهایت توانستم داستان را با درجه سختی سخت به پایان برسانم. تجربه کلی من از 007 First Light مثبت بود، اما بازی در کنار نقاط قوت قابلتوجه، ضعفهایی هم دارد که نمیتوان بهسادگی از کنارشان عبور کرد.
داستانی سینمایی که شروع قدرتمندی دارد

007 First Light از همان ابتدا تلاش میکند مخاطب را وارد یک ماجراجویی بزرگ جاسوسی کند. شروع بازی هیجانانگیز، سینمایی و پرتنش است و بهخوبی حس آمادهسازی برای یک مأموریت مهم جیمز باند را منتقل میکند.
افتتاحیه بازی از آن لحظاتی است که میتواند بازیکن را امیدوار کند با یک تجربه کاملاً سینمایی و پرزرقوبرق روبهرو خواهد شد. دوربین، طراحی صحنهها، موسیقی و ریتم اتفاقات در شروع هماهنگ هستند و بازی بهخوبی نشان میدهد که میخواهد از میراث سینمایی جیمز باند استفاده کند.
بازی در معرفی فضای جاسوسی، مأموریتهای بینالمللی، گجتهای پیشرفته، لباسهای رسمی و موقعیتهای پرخطر موفق عمل میکند؛ بااینحال، داستان میتوانست بسیار بهتر نوشته شود و شخصیت اصلی را عمیقتر بررسی کند.
داستان 007 First Light روی سالهای آغازین زندگی حرفهای باند تمرکز دارد. او در این مرحله هنوز در حال یادگیری مهارتهایی مانند مخفیکاری، تیراندازی، مبارزه نزدیک، نفوذ و تحلیل موقعیتهای خطرناک است.
پس از جذبشدن به MI6، باند وارد برنامه آموزشی نیروهای 00 میشود؛ دورهای سخت و خطرناک که قرار است از او یک مأمور ویژه تمامعیار بسازد. با این حال، مسیر او برخلاف انتظار ساده نیست و در طول داستان با شخصیتهای شناختهشدهای مانند M، Q و Moneypenny روبهرو میشود.
در کنار این چهرههای آشنا، بازی شخصیتهای تازهای مانند John Greenway و Isola را نیز معرفی میکند. حضور این شخصیتها نشان میدهد IO Interactive قصد دارد جهان داستانی تازهای برای جیمز باند بسازد؛ جهانی که به فیلمها وابسته نیست و آزادی بیشتری برای روایت داستانهای جدید دارد.
بااینحال، ریتم داستان در ادامه کمی آرامتر و پختهتر میشود. این تغییر لزوماً ایراد نیست، اما بعد از شروع بسیار پرهیجان بازی، ممکن است برای بعضی بازیکنان کمی محسوس باشد. روایت همچنان جذاب باقی میماند و ماجرا از مسیرهای مختلف بینالمللی عبور میکند، اما داستان آنطور که انتظار داشتم عمق پیدا نمیکند.
بازی در معرفی فضای جاسوسی، مأموریتهای بینالمللی، گجتهای پیشرفته، لباسهای رسمی و موقعیتهای پرخطر موفق عمل میکند؛ بااینحال، داستان میتوانست بسیار بهتر نوشته شود و شخصیت اصلی را عمیقتر بررسی کند.
جیمز باندی که هنوز به نسخه سینمایی نزدیک نشده است

یکی از مهمترین نکات 007 First Light، نمایش سالهای ابتدایی زندگی حرفهای جیمز باند است. IO Interactive از این فرصت استفاده کرده تا نسخهای جوانتر و کمتجربهتر از این شخصیت را به بازیکنان معرفی کند.
شخصیتپردازی باند در مجموع خوب است، اما بازی چندان به گذشته او نمیپردازد. انتظار داشتم اطلاعات بیشتری درباره پیشینه باند، انگیزههایش و عواملی که او را به یک مأمور 00 تبدیل میکنند ارائه شود. بازی بیشتر روی ماجراهای فعلی تمرکز دارد و کمتر به ریشههای شخصیتی جیمز باند سرک میکشد.
از طرف دیگر، باند در این بازی بیش از حد مهربان و آرام بهنظر میرسد. این موضوع احتمالاً بخشی از رویکرد سازندگان برای نمایش باند جوان است، اما بهنظر من اگر شخصیت او کمی خشنتر، جدیتر و سردتر طراحی میشد، نتیجه جذابتر بود.
برای من، جیمز باند بازی هنوز فاصله محسوسی با نسخه سینمایی، بهخصوص باند با بازی دنیل کریگ، دارد. باندِ دنیل کریگ معمولاً شخصیتی جدی، خشن، کمحرف و گاهی بیرحم بود؛ اما نسخه بازی بیشتر چهرهای انسانی و دوستانه دارد. این انتخاب میتواند برای معرفی باند به مخاطبان جدید مناسب باشد، اما طرفداران نسخههای کلاسیک احتمالاً انتظار شخصیت محکمتر و جدیتری را دارند.
رابطه باند با شخصیتهایی مانند M، Q و Moneypenny در سطح قابلقبولی قرار دارد. حضور این شخصیتهای آشنا برای طرفداران مجموعه جذاب است، اما بازی در پرداخت روابط میان آنها میتوانست جاهطلبانهتر عمل کند. در کنار چهرههای شناختهشده، شخصیتهای جدیدی نیز در داستان حضور دارند که فرصت مناسبی برای ساختن جهان مستقل 007 First Light فراهم کردهاند.
داستانی که احتمالاً مقدمه یک مجموعه بزرگتر است

با وجود ایرادهایی که در روایت وجود دارد، ساختار کلی بازی این حس را به بازیکن منتقل میکند که با قسمت اول یک مجموعه روبهرو است. داستان طوری طراحی شده که مسیر ادامه ماجراهای باند را باز بگذارد و بتواند در نسخههای آینده گسترش پیدا کند.
این رویکرد تا حدی به مجموعه Hitman شباهت دارد. IO Interactive احتمالاً قصد ندارد تنها یک بازی جیمز باند بسازد و پروژه را کنار بگذارد؛ بلکه میخواهد جهان مخصوص خودش را برای این شخصیت ایجاد کند.
به همین دلیل، بعضی از بخشهای داستانی ممکن است بیشتر نقش مقدمه داشته باشند. سازندگان در این نسخه پایههای شخصیت، جهان و روابط باند را بنا کردهاند و احتمالاً در قسمتهای بعدی سراغ روایتهای پیچیدهتر، دشمنان قدرتمندتر و شخصیتپردازی عمیقتر خواهند رفت.
مخفیکاری؛ فاصله میان یک بازی خوب و یک Hitman واقعی

مخفیکاری مهمترین بخشی است که باعث میشود 007 First Light با Hitman مقایسه شود. البته این بازی صرفاً یک Hitman با ظاهر جیمز باند نیست و تلاش میکند ساختار متفاوتی داشته باشد، اما DNA آثار IO Interactive در طراحی مأموریتها کاملاً قابل مشاهده است.
مخفیکاری در بازی را میتوان به دو بخش اصلی تقسیم کرد. بخش اول، تعامل با مردم عادی و شخصیتهای غیرنظامی است. در این قسمت، هوش مصنوعی چندان قدرتمند نیست و واکنش NPCها گاهی بسیار ساده و قابل پیشبینی بهنظر میرسد. رفتار مردم عادی در بسیاری از موقعیتها آن حساسیتی را که از یک بازی جاسوسی انتظار داریم، ندارد.
اما وضعیت نیروهای امنیتی بهتر است. محافظان، سربازان و مأموران امنیتی معمولاً هوشیارتر هستند و حضور باند را جدیتر میگیرند. آنها در صورت مشاهده رفتار مشکوک واکنش نشان میدهند و درگیری با این گروهها چالش بیشتری ایجاد میکند.
بااینحال، حتی این نیروها نیز در بسیاری از موقعیتها قابل دورزدن هستند. انتظار داشتم هوش مصنوعی بازی به سطح Hitman نزدیکتر باشد؛ جایی که کوچکترین اشتباه میتواند زنجیرهای از واکنشهای غیرمنتظره را ایجاد کند و کل مأموریت را تغییر دهد.
مهمترین ضعف بازی در همین تفاوت میان هوش مصنوعی مردم عادی و نیروهای امنیتی دیده میشود. این دو گروه گاهی آنقدر متفاوت رفتار میکنند که احساس میکنید با دو سیستم کاملاً جداگانه طرف هستید.
مراحل خطی و انتخابهایی که تأثیر زیادی ندارند

مراحل 007 First Light در مجموع خطی طراحی شدهاند. بازیکن ممکن است در بعضی بخشها مسیر حرکت یا شیوه برخورد با دشمنان را انتخاب کند، اما این انتخابها تأثیر چشمگیری بر روند روایت ندارند.
اگر بخواهید یک مأموریت را با روش متفاوتی پیش ببرید، معمولاً مقصد نهایی و نتیجه کلی داستان تغییر نمیکند. درواقع، بازی به شما اجازه میدهد در مسیر رسیدن به هدف کمی متفاوت عمل کنید، اما ساختار اصلی مأموریت از پیش تعیین شده است.
این موضوع تفاوت بزرگی با Hitman ایجاد میکند. در Hitman، یک هدف را میتوان با روشهای مختلف از بین برد و هر روش ممکن است موقعیتها، دیالوگها و حتی پایان متفاوتی ایجاد کند. اما در 007 First Light، آزادی عمل بیشتر به نحوه عبور از یک بخش محدود میشود و کمتر به روایت و نتیجه مأموریت راه پیدا میکند.
اگر نسخه بعدی امکان انتخاب مسیرهای داستانی، پایانهای متفاوت و تصمیمهای تأثیرگذارتر را در اختیار بازیکن قرار دهد، پتانسیل گیمپلی بازی بسیار بیشتر خواهد شد.
گجتها خوب هستند، اما میتوانستند کاربردیتر باشند

گجتها و ابزارهای جاسوسی از عناصر مهم بازی محسوب میشوند و استفاده از آنها حس جیمز باندبودن را به بازیکن منتقل میکند. این ابزارها در بعضی مأموریتها برای ایجاد حواسپرتی، عبور از موانع یا دسترسی به بخشهای خاص کاربرد دارند.
بااینحال، گجتها میتوانستند نقش پررنگتری در طراحی مراحل داشته باشند. انتظار داشتم ابزارهای جاسوسی نهتنها برای عبور از یک موقعیت، بلکه برای خلق روشهای کاملاً متفاوت انجام مأموریت مورد استفاده قرار بگیرند.
از طرفی، بهتر بود انتخاب سلاح نیز پیش از آغاز مأموریت بیشتر در اختیار بازیکن قرار میگرفت. وقتی بازی به بازیکن اجازه میدهد بعضی گجتها را انتخاب کند، منطقی بود که انتخاب سلاح نیز آزادی بیشتری داشته باشد. این موضوع میتوانست سبک بازی را شخصیتر کند و به بازیکن اجازه دهد میان مخفیکاری، استفاده از سلاحهای کمصدا یا درگیری مستقیم تصمیم بگیرد.
مبارزات تنبهتن؛ جایی که بازی از Hitman بهتر عمل میکند

مبارزات تنبهتن یکی از نقاط قوت اصلی 007 First Light هستند. سیستم مبارزه ساده، روان و سرگرمکننده طراحی شده و درگیریها حس سینمایی مناسبی دارند.
درجه سختی بالا نیز باعث میشود این بخشها صرفاً یک میانپرده قابل عبور نباشند. در بعضی قسمتها، بهخصوص روی درجه سختی سخت، فشار دشمنان بهاندازهای زیاد میشود که بازیکن واقعاً کم میآورد و مجبور میشود با دقت بیشتری مبارزه کند.
بهنظر من، مبارزات تنبهتن در 007 First Light حتی در بعضی جنبهها بهتر از Hitman هستند. مبارزات Hitman گاهی خشک و محدود بهنظر میرسند، اما در بازی جیمز باند، درگیریها پویاتر و پرتحرکتر طراحی شدهاند.
البته سیستم مبارزه همچنان میتوانست عمق بیشتری داشته باشد، اما در شرایط فعلی یکی از بخشهایی است که بازی بهخوبی از پس آن برمیآید.
تیراندازی لذتبخش و روان

تیراندازی نیز عملکرد خوبی دارد. شلیککردن، نشانهگیری و واکنش سلاحها حس مناسبی ایجاد میکنند و درگیریهای مسلحانه معمولاً از ریتم بازی خارج نمیشوند.
بااینحال، محدودبودن انتخاب سلاح کمی ناامیدکننده است. اگر بازیکن میتوانست پیش از هر مأموریت تجهیزات و سلاحهایش را آزادانهتر انتخاب کند، تیراندازی و مخفیکاری عمق بیشتری پیدا میکردند.
در وضعیت فعلی، بازی در این بخش خوب عمل میکند؛ اما هنوز به بازیکن اجازه نمیدهد سبک مبارزهاش را بهاندازه کافی شخصیسازی کند.
تعقیبوگریزهایی که هیجان مورد انتظار را ندارند

تعقیبوگریزها در بازی آنطور که انتظار داشتم نفسگیر نیستند. با توجه به هویت جیمز باند و سابقه این مجموعه در سینما، انتظار میرفت این بخشها هیجان بیشتری داشته باشند و نقش پررنگتری در تجربه کلی ایفا کنند.
رانندگی نیز یکی از قسمتهای ضعیفتر بازی است. کنترل خودرو، حس سرعت و طراحی مسیرها کیفیتی در حد تعقیبوگریزهای فیلمهای جیمز باند ندارند. این بخشها بیشتر شبیه قسمتهایی هستند که برای تکمیل فرمول بازی اضافه شدهاند، نه لحظاتی که قرار است در ذهن بازیکن ماندگار شوند.
تعقیبکنندگان هوشمندتر، مسیرهای متنوعتر، تخریبپذیری محیط و کنترل دقیقتر خودرو میتوانستند این بخش را به یکی از جذابترین قسمتهای بازی تبدیل کنند.
گرافیک زیبا و عملکرد فنی قابلقبول روی RTX 3050

سیستم آزمایشی
برای ارزیابی عملکرد فنی بازی 007 First Light روی یک سختافزار میانرده، روی لپتاپ مشخصات زیر اجرا کردم:
| سیستم آزمایشی | |
| پردازنده | AMD Ryzen 7 7435HS |
| حافظه رم | 16Gb |
| کارت گرافیک | RTX 3050 4gb Laptop GPU |
| حافظه ذخیرهسازی | PCIe 4.0 NVMe SSD |
| وضوح تصویر | ۱۹۲۰×۱۰۸۰ |
| تنظیمات گرافیکی | متوسط |
| فناوری ارتقای تصویر | DLSS |
| مدت تجربه | دو هفته |
| درجه سختی تجربهشده | سخت |
برای دستیابی به نرخ فریم بهتر، فناوری DLSS را نیز فعال کردم. نتیجه، تجربهای روان و قابلقبول بود.
خوشبختانه موتور گرافیکی بازی عملکرد خوبی دارد. در طول نزدیک به دو هفته تجربه، با کرش یا باگ جدی روبهرو نشدم و نرخ فریم در بیشتر مواقع قابلقبول باقی ماند. برای سختافزاری در این رده، بهینهسازی بازی رضایتبخش است.
از نظر بصری، طراحی لوکیشنها و چهرهها چشمنواز است. محیطها بهخوبی فضای مدرن و جاسوسی بازی را منتقل میکنند و نورپردازی نیز در ایجاد حالوهوای سینمایی نقش مهمی دارد.
البته کیفیت جزئیات همیشه یکدست نیست. در برخی صحنهها، دندانهای شخصیتهای NPC غیرطبیعی و حتی زشت بهنظر میرسند. این ایراد کوچک است، اما در نماهای نزدیک بهراحتی دیده میشود.
بازی 007 First Light در مقابل Hitman از نظر گرافیکی مدرنتر و چشمنوازتر است؛ اما Hitman روی سختافزار مشابه نرخ فریم بالاتری ارائه میدهد. بنابراین، بازی جدید جیمز باند از نظر کیفیت تصویر برتری دارد، اما در بهینهسازی و سبکبودن موتور گرافیکی، همچنان جای پیشرفت دیده میشود.
صداگذاری قابل قبول اما نه چشمگیر

صداگذاری بازی در سطح معمولی قرار دارد. دیالوگها قابلقبول هستند، اما صداپیشگی و طراحی صوتی محیطها آن قدرتی را که از یک پروژه بزرگ جیمز باند انتظار داریم، کاملاً منتقل نمیکنند.
موسیقی و فضای صوتی در برخی لحظات به ایجاد حالوهوای جاسوسی کمک میکنند، اما میتوانستند تأثیرگذارتر و ماندگارتر باشند. همکاری با چهرههای شناختهشده موسیقی و آهنگسازی، ظرفیت زیادی برای ساخت یک هویت صوتی قدرتمند ایجاد کرده بود؛ ظرفیتی که بهنظر میرسد بازی از تمام آن استفاده نکرده است.
زیرنویس انگلیسی عملکرد خوبی دارد و دنبالکردن داستان و دیالوگها با کمک آن راحت است.
007 First Light در برابر Hitman

مقایسه این دو بازی بهدلیل سازنده مشترک اجتنابناپذیر است. هر دو عنوان روی مخفیکاری، مأموریتهای جاسوسی و عبور از موقعیتهای پیچیده تمرکز دارند، اما هدف آنها کاملاً یکسان نیست.
007 First Light در مبارزات تنبهتن، روایت سینمایی، تیراندازی و فضای مدرن عملکرد بهتری دارد. بازی نسبت به Hitman خشک نیست و درگیریهایش پویاتر احساس میشوند.
در طرف مقابل، Hitman در طراحی مراحل باز، آزادی عمل، هوش مصنوعی NPCها و امکان ایجاد سناریوهای متفاوت، همچنان چند پله بالاتر قرار میگیرد. در Hitman ، بازیکن واقعاً احساس میکند که روش اجرای مأموریت اهمیت دارد؛ اما در 007 First Light، انتخابها بیشتر به شکل تغییر مسیر حرکت یا شیوه درگیری ظاهر میشوند.
بنابراین، اگر به دنبال یک بازی داستانمحور جاسوسی با مخفیکاری، تیراندازی و مبارزات سینمایی هستید، 007 First Light انتخاب خوبی است. اما اگر میخواهید خلاقیت و هوش خود را در طراحی نقشههای مختلف و فریب سیستم هوش مصنوعی به چالش بکشید، Hitman همچنان گزینه مناسبتری خواهد بود.
آیا 007 First Light ارزش تجربهکردن دارد؟

007 First Light بازی کاملی نیست، اما تجربهای سرگرمکننده و امیدوارکننده ارائه میدهد. بازی در روایت، مبارزات تنبهتن، تیراندازی، طراحی محیط و عملکرد فنی موفق ظاهر میشود و توانسته هویت مستقلی برای جیمز باند در دنیای بازیها ایجاد کند.
در مقابل، هوش مصنوعی ضعیف برخی NPCها، خطیبودن مراحل، آزادی عمل محدود، تعقیبوگریزهای کمهیجان و رانندگی ضعیف، مانع از آن میشوند که بازی را یک اثر بینقص بدانیم.
بااینحال، این ایرادها باعث نمیشوند تجربه کلی بازی زیر سؤال برود. 007 First Light بیشتر از آنکه یک محصول نهایی برای نمایش تمام ظرفیتهای جیمز باند باشد، شبیه شروع مسیری تازه است؛ مسیری که در صورت ادامهدادن IO Interactive میتواند در نسخههای بعدی بسیار بهتر و عمیقتر شود.
نکات مثبت ، منفی و امتیاز نهایی بازی 007 First Light
امتیاز نهایی ۸ از ۱۰
نکات مثبت
+شروع سینمایی و داستانی جذاب در فضای جاسوسی
+مبارزات تنبهتن و تیراندازی روان و لذتبخش
+گرافیک چشمنواز و عملکرد فنی مناسب با DLSS
+عملکرد فنی بهینهسازیشده برای سیستمهای میان رده
+تجربه پایدار بدون کرش یا باگ آزاردهنده
نکات منفی
–هوش مصنوعی متناقض، بهویژه در رفتار شخصیتهای NPC
–مراحل خطی و آزادی عمل محدود
–شخصیتپردازی نهچندان عمیق جیمز باند
–رانندگی و تعقیبوگریز کمهیجان
–استفاده محدود از گجتها
–برخی ضعفهای بصری جزئی و نرخ فریم پایینتر از انتظار
سخن پایانی

در نهایت، 007 First Light اثری است که با وجود برخی کاستیها در هوش مصنوعی و طراحی مراحل، موفق میشود یک تجربه جاسوسی سرگرمکننده و سینمایی ارائه دهد.
امتیاز ۸ از ۱۰ که برای 007 First Light در نظر گرفتم، خروجیِ دو هفته غرق شدن در دنیای جاسوسی بازی و سنجشِ دقیق آن روی لپتاپ شخصیام است. این نمره، برآیندِ تجربه من با کارت گرافیک RTX 3050 در رزولوشن 1080p، تنظیمات گرافیکی Medium، بهرهگیری از DLSS و در سختگیرانهترین درجه سختی بازی، یعنی Hard، به دست آمده است.
طبیعتاً در دنیای سختافزار، تجربه هر گیمر بسته به سیستم و سلیقهاش میتواند متفاوت باشد؛ اما فارغ از بنچمارکها و اعداد، 007 First Light موفق شده روحِ آثار جاسوسی را بهخوبی در قالب یک اکشن ماجراجوییِ مدرن پیاده کند. اگر طرفدار سبک مخفیکاری هستید، این عنوان یکی از آن تجربههایی است که نباید از دست بدهید.
اطلاعات بازی
نام: 007 First Light
سازنده: IO Interactive
ناشر: IO Interactive و آمازون امجیام استودیوز
سبک: اکشن ماجراجویی، مخفیکاری
زاویه دوربین: سومشخص
تاریخ انتشار: ۲۷ مه ۲۰۲۶
پلتفرمها: پلیاستیشن ۵، ایکسباکس سری ایکس و سری اس، رایانه شخصی و نینتندو سوییچ ۲
گالری تصاویر 007 First Light
















چقدر بررسی کامل و جامعی بود، افرین ????????
ممنون از نگاه شما فرزاد جان